اومدم بگم سلام یه سلام خیلی خیلی گنده
عصر جمعه همگی بخیر ... از امروز شروع میکنم به نوشتن مثه خیلی ها که شروع کردن تهی واسش نمیزارم ... بیشتر مینویسم تا خاطره ها خاطره بمونن و از بین این همههههه خاطره که هر روزو هر روز واسم اتفاق میفته دنبال سوالام بگردم ...
همینجا رو زمین ... نه خیلی دور نه خیلی نزدیک
بیوگرافی : ترشی خیلی دوس دارم متخلص به آلوچه هستم ... اینجا از خودمو امیر مینویسم از دوستیمون که سعی میکنیم با بقیه دوستی ها یه خوده کوشولو فرق داشته باشه ...
البته امیر نمیدونه هااااا ... شاید یه وقتی نشونش دادم ...
جفتمون متولد 65 هشتیم ... خیلی شیطون اما اون عمق ته تهمون یه سکوت آروم نشسته
فکر کنم واسه امروز بسه ...
امیدوارم بتونم دوستای خوشدل پیدا کنم که بهِم کمک کنن به هَم کمک کنیم
یادمون نره که همه در کنار هم آفریده شدیم
یادمون نره که دوس داشتن خیلی با ارزشه
یادمون نره که تنها چیزی که همیشه میمونه محبت دلهاست
جدا کی میدونه فرداش چی قراره بشه ؟******************************
آرزوی کوشولو : خدای مهرفونم یه آرامش خوشدل به دل هممون بده